هنوز در رختخوابم. دلم میخواهد در کنارت در خانه مان هفت سین بگذارم، گندم سبز کنم و شمع روشن کنم. دلم میخواهد پارچهی سفره را خودم دور دوزی کرده باشم و گلدوزی و پولکدوزی دستان ِ تو روی آن نقش بسته باشد. دلم میخواهد ساعتهای آخر سال نه در تکاپو و غم دوری که در آرامش و آغوش تو بگذرد و سال نو شود. میگویند لحظه سال تحویل مشغول هر کاری باشی تا آخر سال مشغول به آنی. چندان قبولش ندارم اما اگر واقعی باشد دلم میخواهد بدجور بغلت کنم و ببوسمت که تا ۱۲ ماه آتی دائماً مشغول ِ عاشقی ات باشم. آه امسال را چه کنم عزیز ِ دردانهام؟
دلم شمع های سر چهارراه مشیر را میخواهد کاش یکی خریده بودیم. اینجا پای هفت سین تکه ای از شیراز را میگذاشتم بلکه سال بعد خدا بخواهد به سلامتی در کنارت در شیراز قرن را نو کنم!
خوشحالم خیلی...ما را در سایت خوشحالم خیلی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 183